خواب

دیشب توی خواب پدرم به سمت من اومد

گفتم بابا

گفت جون بابا (با همون لحن از ته دلی که از وقتی رفته دلم لک زده که دوباره بشنومش)

بغلم کرد

مثل همیشه پیشونی و سرم رو بوسید

گفتم سفت بغلم کن بابا

سفت بغلم کرد

گرمای وجودش رو بوی تنش رو همین الان که دارم مینویسم و اشک میریزم هنوز تو بند بند وجودم حس میکنم

خدایا شکرت

/ 27 نظر / 75 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام اینو بخونید: البته من ننوشتما یکی برام فرستاده ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید. حتما برو

اسما

سلام.از طریق وب نیلا باهاتون اشنا شدم.اگه اشتباه نکنم باید همشهری باشیم ...خوشحال میشم بیشتر با هم اشنا شیم البته اگه دوس داشتین ....منتظرتونم

پرتابه

سلام نازی جان نوروزت مبارک ... من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن... من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی... منتظرتیم

تیستو

مدتهاست اینجا نیومدم الان هم که من اومدم تو معلومه خیلی وقته نیستی....آخرین پستهات هم که پسورد میخواد .امیدوارم همیشه شاد باشید

گلپر

دوست جان با عرض شرمندگی رمزت رو فراموش کردم میشه دوباره داشته باشم ؟

ناصر

سلام نازی عزیز .....روحشون قرین رحمت باشه....خدا بیامرزدشون... و به شما صبر بده......خیلی تحت تاثیر نوشته تون قرار گرفتم...........شریک غم و اشکاتم